زاگرس، سرزمینی در فراز آسمان

زاگرس، سرزمینی در فراز آسمان

شما عبارت "زاگرس، سرزمینی در فراز آس ..." را انتخاب کرده اید ، جستجو در فرهنگ لغت برای یک کلمه انجام می شود و لطفا یک کلمه را فقط انتخاب نمائید.

مرا با خود همراه کن. سرزمین زیبایم.

من تو را، با لهجه‌ ی بومی بابونه و باران

زمزمه می‎کنم.

درخشندگی را در چشم‌های چشمه‌های دامن زاگرس نظاره می‏کنم

و زیبایی را در کوچ زنان ایلیاتی‌ ام.

برایم زیباست چهچه ‏ی بلبلان بهاری ‏ات

در چین‎خورده‌های کوه‎های تاریخی شکوه‎ ات.

تو، هم شهر منی،

هم کوه منی،

و هم دژ و هم ایل ام،

مرا با خود همراه کن،

بگذار با زبان ایلیاتی زنان سرزمین ام، نام تو را زمزمه کنم.

من زلالی چشمه‎‏های جوشان شهرم،

من طلوع طلایی بلوط‌های ایل‌ام را که در مخمل‌ خیال خاکستری کوه ام نمایان است،

زبان زلال زنان ایلیاتی‏ ام،

همه و همه را

را بر دست‎های اساطیری تاریخ پرتلألو این سرزمین حک می‌کنم

دست‎هایی که معصومانه، زلال و عاشقانه؛

بر شانه‌ های روشن سرزمین ایران جوانه می ‏زنند و می درخشند.

حتی «هرودوت» و«دیاکونوف» نیز بر شعرهایم صحه می‏ گذارند

آن‌ها نیز از بزرگی تو می سرایند.

تو سرزمین ماندگار «دار بلی» (درخت بلوط) ‌های افراشته ‏ای.

سرزمین اساطیری من!

می‌ خواهم در سبزی جنگل‎های نشاط تو برویم.

می‌خواهم از درختان زیبای ات خاطره بچینم.

افرا، کیکم، بنه، زبان گنجشک، گلابی وحشی، ولیک، ارغوان

همه‌ی جنگل را با تو نفس می‏ کشم و سبزِ رویش می‌شوم.

نگذار داربلی‎های زیبایت اسیر دست «پروانه جوانه‌خوار بلوط» (نوعی آفت) شوند.

همچنان رشد کن و ریشه بده.

اقلیم قهرمان من!

من تو را با لهجه ‏ی آبی چشمه ‏های زلال دامنه ‏ی کوه‌ات زمزمه می‏ کنم.

در مرغزار سبز رُستن،

با طلوع نارنجی خورشید،

با ترانه‏ ی روشن زنان ایل‎ ام

به سمت زیبایی تو در حرکتم.

مرا در خود مأموا بده.

مرا با خود همراه کن.

سرزمین زیبایم.

 

محمدی سیف، معصومه، برگرفته از کتاب «پروانه ها به پرواز درمی‎ آیند»، در دست چاپ، 1396

/ 0 نظر / 27 بازدید