به دیوار دلتنگی تکیه نکن

به دیوار دلتنگی تکیه نکن این دیوار پر از رویای خیس است
از جنس تاریکی شب
از دیوار دلتنگی فاصله بگیر
بنشین زیر سایه‌ی درختی که با هم کاشتیم
- یادت هست؟
آسمان ستاره می‌بارید و دانه در صداقت خاک می‌کاشتی

به دیوار دلتنگی تکیه نکن
از نگرانی‌های کاهگلی فاصله بگیر
در سایه درختان بنشین
حرفی پشتش پنهان است

در برگ برگ هر شاخه
هزاران پرنده خاطره دارد
هزاران پرواز عاشقانه
روی تنه‌اش را ببین
پر از مصراع های شعر بلند خاطرات با هم بودن
پر از چهچهه‌های پنهانی
پر از اتفاق سبز
تنهایی
مطلقأ به کار عاشق نمی‌آید

زیر سایه‌ی درخت بنشین
با برگ ریزان هر خاطره‌ای سبز شو
چیزی تا صبح روشنی نمانده
هنوز در نیمه اول فصل زندگی
صبح من نیمه دیگر بهار
نمی‌شود پایان یکی از این شب‌های تاریک تو باشی؟! محمدی سیف، معصومه، برگرفته از مجموعه شعر «تو که باشی»، 1396

/ 0 نظر / 118 بازدید